عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

262

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

731 و لقد غدوت لعازب متحفّز * أحوى المذانب مؤنق الرّوّاد « 4 » 732 جادت سواريه و آزر نبته * نفأ من الصفراء و الزّبّاد پس هرگاه گياه به چنان حالتى درآيد ، « متناتل » باشد ، ابو عبيد « 5 » گفته است : « هرگاه زمين شروع كند به بيرون آوردن گياه ، گفته مىشود : « أنشرت الأرض » و « امشرت » ، و هرگاه درخت شروع كند به بيرون آوردن برگ ، گفته مىشود : « نضح الشّجر » . ابو طالب بن عبد المطّلب گفته است : [ از بحر خفيف ] 733 ليت شعرى مسافر ابى عم * رو و ليت يقولها المحزون 734 بورك الميّت الغريب كما بو . . . * رك نضح الرّمّان و الزّيتون و هرگاه گياه زمين راى فراپوشد ، گفته مىشود : « استحلس » و هرگاه گياه برسد و انبوه گردد ، گفته مىشود : « استأسد » و هرگاه گياههاى خرد ، گياه كلان راى سرپا نگه دارد ، گفته مىشود : « تناتل » . امير ابو محمّد سعيد بن حميد « 6 » كه خميدگى گياه راى در اين حالت بيان مىكند ، براى ما قرائت كرد : [ از بحر خفيف ] 735 حرّكته الرّياح فاعتدل النّب . . . * ت و مالت طواله بالقصار 736 عائذ بعضه ببعض كقوم * فى عتاب مكرّر و اعتذار ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - : « فَاسْتَغْلَظَ » ، استغلظ يعنى خواست درشت و قوى شود . « [ فاستوى ] على سوقه » : سوق جمع ساق ، و آن حمل‌كننده و نگهدارنده

--> ( 4 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در المفضّليّات ، ص 219 ( بجاى ) متحفّز « متناذر » ثبت شده است . ( 5 ) - او القاسم بن سلّام ، از بزرگان دانشمندان علم حديث و ادب و فقه است . ( تذكرة الحفّاظ ، ج 2 ، ص 5 ، و وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 418 و بغية الوعاة ، ج 2 ، ص 253 . ) ( 6 ) - او سعيد بن حميد ابو عثمان است ، وى شاعرى نويسنده و نثرپرداز بوده و به سال 250 ه در گذشته است ، ( الاغانى ، ج 17 ، ص 2 )